به الشتر بلاگ خوش آمدید

الشتر بلاگ
اَلَشْتَر، شهري‌ از شهرستان‌ سلسله‌ در استان‌ لرستان‌. نام‌ الشتر در مآخذ اسلامى‌ به‌ صورتهاي‌ لاشتر (اصطخري‌، 197؛ ابن‌ حوقل‌، 2/358، 360)، ليشتر ( حدود العالم‌، 407؛ ابن‌ اثير، 10/398؛ راوندي‌، 209، 229) و اشتر (ظهيرالدين‌، 55) آمده‌ است‌. ياقوت‌ آن‌ را به‌ دو گونة اشتر و لاشتر آورده‌، ولى‌ تلفظ محلى‌ آنجا را ليشتر دانسته‌ است‌ (1/276، 341). وجه‌ اشتقاق‌ آن‌ را، برخى‌ با كلمة ايشتار (عشتر) ممكن‌ دانسته‌اند (باستانى‌، 286-287)، ولى‌ مبناي‌ علمى‌ براي‌ اين‌ گفته‌ وجود ندارد.
الشتر در 48 و 15 طول‌ شرقى‌ و 33 و 51 عرض‌ شمالى‌، و در ارتفاع‌ 600 ،1متري‌ از سطح‌ دريا قرار گرفته‌ است‌. اين‌ شهر در 48 كيلومتري‌ شمال‌ خرم‌ آباد (مركز استان‌) و 11 كيلومتري‌ راه‌ خرم‌آباد به‌ نورآباد واقع‌ شده‌ كه‌ ادامة اين‌ راه‌ پس‌ از عبور از هرسين‌، به‌ كرمانشاه‌ منتهى‌ مى‌شود ( فرهنگ‌ جغرافيايى‌ آباديها، 34؛ نقشة راهها).
شهر الشتر در دشتى‌ به‌ همين‌ نام‌ قرار گرفته‌ است‌ و كوههاي‌ گرين‌ و خرگوشناب‌ از رشته‌ كوههاي‌ زاگرس‌ ميانى‌ از دو سوي‌ شمال‌ و خاور آن‌ را در برگرفته‌اند. همچنين‌ كوه‌ بازگيران‌، نثار پهن‌ و سياهدل‌ در فاصلة كمتري‌ در شمال‌ خاوري‌، خاور و جنوب‌ خاوري‌ آن‌ قرار دارند ( فرهنگ‌ جغرافيايى‌ آباديها، 33؛ نقشة عمليات‌). آب‌ و هواي‌ اين‌ ناحيه‌ از لرستان‌، معتدل‌ و نيمه‌ خشك‌ است‌ و حداكثر دماي‌ آن‌ در تابستان‌ به‌ 39 و حداقل‌ آن‌ در زمستان‌ به‌ 7- سانتى‌گراد مى‌رسد. رودهاي‌ فصلى‌ متعددي‌ از ارتفاعات‌ شمالى‌ و خاوري‌ به‌ سوي‌ دشت‌ الشتر جاري‌ است‌ كه‌ از ميان‌ آنها تنها مسير رودخانة فصلى‌ كَهمان‌ از مركز بخش‌ مى‌گذرد ( فرهنگ‌ جغرافيايى‌ آباديها، 33-34). دامنه‌هاي‌ شمالى‌ كوه‌ گرين‌، سرچشمة آبهاي‌ جاري‌ به‌ سوي‌ نهاوند است‌ (نقشة عمليات‌). بنابر افسانه‌اي‌ كهن‌، اين‌ سرچشمه‌ (كوهها) طلسمى‌ داشته‌ (در متن‌: دو طلسم‌) به‌ نقش‌ گاو ماهى‌ بر تودة برف‌ و يخ‌ كه‌ گويا حامى‌ و نگهبان‌ آن‌ بوده‌ است‌ (ياقوت‌، 1/276، به‌ نقل‌ از ابن‌ فقيه‌).
برخى‌ خاورشناسان‌ سرزمين‌ كهن‌ الشتر را همان‌ «نسا» دانسته‌اند كه‌ داريوش‌ در كتيبة بيستون‌ از آن‌ ياد كرده‌ است‌، ولى‌ پورداود در اين‌ نظريه‌ ترديد كرده‌ است‌، زيرا نساي‌ ياد شده‌ متعلق‌ به‌ دورة ماد، و از مكانهاي‌ مهم‌ پرورش‌ اسب‌ بوده‌ است‌ (ص‌ 288-290). آثاري‌ چون‌ سفالهاي‌ منقوش‌ و اشياء برنزي‌ كه‌ در دشت‌ الشتر كشف‌ شده‌اند، نشانة آبادانى‌ اين‌ سرزمين‌ در دوره‌هاي‌ كهن‌ است‌ (استاين‌، 291 -277 ؛ گدار، 25، 26؛ واندنبرگ‌، 95). حمدالله‌ مستوفى‌ به‌ وجود آتشكدة اروخش‌ (يا اردخش‌، اردحش‌، اروحش‌) كه‌ قبلاً در آنجا وجود داشته‌، اشاره‌ كرده‌ است‌ (ص‌ 107). اصطخري‌ به‌ موقعيت‌ مكانى‌ الشتر اشاره‌ كرده‌، و آنجا را از شهرهاي‌ جبال‌ دانسته‌ كه‌ در 10 فرسخى‌ نهاوند و 12 فرسخى‌ شاپورخواست‌ بوده‌ است‌ (ص‌ 197). ابن‌ حوقل‌ الشتر را در ميان‌ راه‌ ري‌ به‌ شاپورخواست‌ نوشته‌ است‌ (2/358).
در حدود سدة 6ق‌، الشتر از تختگاههاي‌ برسقيان‌ بوده‌ است‌ (ظهيرالدين‌، 56؛ راوندي‌، 229). در نيمة نخست‌ همان‌ سده‌ در الشتر، گروهى‌ از اميران‌ با برسق‌ِ الشتر بر ضد مسعود بن‌ ملكشاه‌ سلجوقى‌ هم‌ عهد شدند. سلطان‌ پس‌ از آگاهى‌ به‌ الشتر رفت‌ و اميران‌ از كردة خويش‌ پشيمان‌ شدند و سلطان‌ نيز از گناه‌ آنان‌ درگذشت‌ (همانجا)، اما طغرل‌ پس‌ از شكست‌ از برادرش‌ مسعود هنگام‌ فرار به‌ سوي‌ خوزستان‌، وزير خويش‌ خواجه‌ قوام‌ الدين‌ درگزينى‌ را در الشتر به‌ دار آويخت‌ (ظهيرالدين‌، 55). در دورة صفويه‌ حكومت‌ الشتر به‌ اميران‌ كرد سپرده‌ شد (اسكندربيك‌، 141). در اواخر سدة 13ش‌، دژ استواري‌ كه‌ قلعة مظفري‌ نام‌ گرفت‌، در خاور الشتر، توسط مهري‌ خان‌ اميرالعشاير و مهرعلى‌ خان‌ امير منظم‌ ساخته‌ شد ( فرهنگ‌ جغرافيايى‌ ايران‌، 6/21). مدتى‌ مهرعلى‌ خان‌ در اين‌ قلعه‌ حكمرانى‌ كرد و موجبات‌ ناامنى‌ در شمال‌ لرستان‌ را فراهم‌ آورد، ولى‌ سرانجام‌ توسط حاكم‌ نظامى‌ لرستان‌ دستگير و اعدام‌ شد (استارك‌، 21، 22). مى‌توان‌ گفت‌ كه‌ اين‌ ناامنيها مانع‌ آبادانى‌ الشتر در سده‌هاي‌ اخير بوده‌ است‌ (ظل‌ السلطان‌، 608؛ استارك‌، 22). اين‌ آبادي‌ مدتى‌ به‌ نام‌ قلعة مظفري‌ و مركز دهستان‌ الشتر شناخته‌ مى‌شد ( فرهنگ‌ جغرافيايى‌ ايران‌، همانجا؛ اسامى‌...، 276، 278؛ گزارش‌...، 10). همچنين‌ در آغاز سدة حاضر به‌ اين‌ نواحى‌ «سلسله‌» نيز گفته‌ مى‌شده‌ است‌ و ييلاق‌ برخى‌ ايلات‌ و طوايف‌ لک مانند حسن‌وند و يوسف‌وند و كولى‌وند بوده‌ كه‌ بيشتر آنها در 1312ش‌ تخته‌قاپو شدند (كريمى‌، 160؛ رزم‌ آرا، 96 ، 97، 107، 112).
هم‌ اكنون‌ الشتر تنها شهر شهرستان‌ سلسله‌ شمرده‌ مى‌شود، ولى‌ تا 1372ش‌ نام‌ الشتر به‌ يكى‌ از بخشهاي‌ هشت‌ گانة شهرستان‌ خرم‌ آباد اطلاق‌ مى‌شد. از 1373ش‌ دهستانهاي‌ آن‌، زير نام‌ بخش‌ مركزي‌ شهرستان‌ سلسله‌ از شهرستان‌ خرم‌ آباد جدا شده‌ است‌ ( آمارنامه‌، 1372ش‌، 16-17، 19). در 1355ش‌، الشتر 751 ،5نفر ( 084 ،1خانوار) جمعيت‌ داشته‌ است‌ و در سرشماري‌ 1365ش‌، جمعيت‌ آن‌ به‌ 146 ،14نفر ( 491 ،2خانوار) افزايش‌ يافته‌ بود ( سرشماري‌، 1355ش‌، 1/ل‌؛ سرشماري‌، 1365ش‌، 19). آخرين‌ برآورد در 1373ش‌، جمعيت‌ الشتر را 079 ،23نفر ( 523 ،3خانوار) با بعد خانوار بيش‌ از 6 نفر نشان‌ مى‌دهد ( آمارنامه‌، 1373ش‌، 86).
ساكنان‌ الشتر بيشتر به‌ زبان‌ لکی‌ و گويش‌ لري‌ سخن‌ مى‌گويند و تقريباً همگى‌ شيعه‌اند ( فرهنگ‌ جغرافيايى‌ آباديها، 33، 34). 2/81% از جمعيت‌ فعال‌ الشتر، شاغل‌، و بقيه‌ بيكارند ( آمارنامه‌، 1373ش‌، 73). فعاليت‌ اقتصادي‌ آنان‌ به‌ ترتيب‌ در گروههاي‌ عمدة ساختمان‌، كشاورزي‌ و دامپروري‌ و صنعت‌ متمركز شده‌ است‌ ( سرشماري‌، 1365ش‌، همانجا). زمينها و باغهاي‌ اطراف‌ شهر بيشتر به‌ كشت‌ غلات‌ و حبوبات‌، تره‌ بار، سويا، چغندرقند، سيب‌، گلابى‌، هلو، زردآلو، گردو و گيلاس‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌ ( فرهنگ‌ جغرافيايى‌ آباديها، 33). همچنين‌ 3/78% از جمعيت‌ 6 ساله‌ و بيشتر الشتر باسواد، و بقيه‌ بى‌سوادند ( آمارنامه‌، 1373ش‌، 86). در الشتر، افزون‌ بر مدرسة ابتدايى‌،  مدرسة راهنمايى‌ و دبيرستان‌،مدرسة فنى‌ و حرفه‌اي‌ و يك‌ واحد دانشگاه‌ پيام‌ نور وچندرشته دانشگاهازاد به همراه چندرشته دولتی نيز داير است‌ ( فرهنگ‌ جغرافيايى‌ آباديها، 35).
آثار بر جاي‌ مانده‌ در نزديكى‌ الشتر اينهاست‌: پلى‌ بزرگ‌ منسوب‌ به‌ ابوالنجم‌ بدربن‌ حسنويه‌ (حك 369- 405ق‌) و نيز گورهاي‌ متعدد منسوب‌ به‌ خاندان‌ برسقيان‌ (گلزاري‌، 1/226؛ ايزدپناه‌، 1/58).
مآخذ: آمارنامة استان‌ لرستان‌ (1372ش‌)، سازمان‌ برنامه‌ و بودجة استان‌ لرستان‌، تهران‌، 1373ش‌؛ همان‌ (1373ش‌)، تهران‌، 1374ش‌؛ ابن‌ اثير، الكامل‌؛ ابن‌ حوقل‌، محمد، صورة الارض‌، ليدن‌، 1939م‌؛ اسامى‌ دهات‌ كشور، وزارت‌ كشور، تهران‌، 1323ش‌؛ استارك‌، فريا، سفري‌ به‌ ديار الموت‌، لرستان‌ و ايلام‌، ترجمة على‌ محمد ساكى‌، تهران‌، 1364ش‌؛ اسكندربيك‌ منشى‌، عالم‌ آراي‌ عباسى‌، تهران‌، 1350ش‌؛ اصطخري‌، ابراهيم‌، مسالك‌ الممالك‌، ليدن‌، 1927م‌؛ ايزدپناه‌، حميد، «خاندان‌ برسقيان‌ لرستان‌»، نامة مينوي‌، به‌ كوشش‌ حبيب‌ يغمايى‌ و ديگران‌، تهران‌، 1350ش‌؛ باستانى‌ پاريزي‌، محمد ابراهيم‌، خاتون‌ هفت‌ قلعه‌، تهران‌، 1344ش‌؛ پورداود، ابراهيم‌، فرهنگ‌ ايران‌ باستان‌، تهران‌، 1356ش‌؛ حدود العالم‌، به‌ كوشش‌ مينورسكى‌، كابل‌، 1342ش‌؛ حمدالله‌ مستوفى‌، نزهة القلوب‌، به‌ كوشش‌ گ‌. لسترنج‌، ليدن‌، 1331ق‌/1913م‌؛ راوندي‌، محمد، راحة الصدور و آية السرور، به‌ كوشش‌ محمد اقبال‌، تهران‌، 1333ش‌؛ رزم‌آرا، على‌، جغرافياي‌ نظامى‌ ايران‌، لرستان‌، تهران‌، 1320ش‌؛ سرشماري‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌ (1355ش‌)، استان‌ لرستان‌، مركز آمار ايران‌، تهران‌، 1359ش‌؛ سرشماري‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌ (1365ش‌)، نتايج‌ تفصيلى‌، شهرستان‌ خرم‌آباد، مركز آمار ايران‌، تهران‌، 1367ش‌؛ ظل‌ السلطان‌، مسعود ميرزا، خاطرات‌، تهران‌، 1368ش‌؛ ظهيرالدين‌ نيشابوري‌، سلجوق‌نامه‌، تهران‌، 1332ش‌؛ فرهنگ‌ جغرافيايى‌ آباديهاي‌ كشور (خرم‌آباد)، سازمان‌ جغرافيايى‌ نيروهاي‌ مسلح‌، تهران‌، 1373ش‌، ج‌ 58؛ فرهنگ‌ جغرافيايى‌ ايران‌ (آباديها)، استان‌ ششم‌، دايرة جغرافيايى‌ ستاد ارتش‌، تهران‌، 1330ش‌؛ كريمى‌، بهمن‌، راههاي‌ باستانى‌ و پايتختهاي‌ قديمى‌ غرب‌ ايران‌، تهران‌، 1329ش‌؛ گدار، آندره‌، هنر ايران‌، ترجمة بهروز حبيبى‌، تهران‌، 1358ش‌؛ گزارش‌ مشروح‌ حوزة سرشماري‌ خرم‌آباد، وزارت‌ كشور، تهران‌، 1338ش‌؛ گلزاري‌، مسعود، كرمانشاه‌ - كردستان‌، تهران‌، 1357ش‌؛ نقشة راههاي‌ جمهوري‌ اسلامى‌ ايران‌، تهران‌، سحاب‌، شم 506؛ نقشة عمليات‌ مشترك‌ (زمينى‌)، سازمان‌ جغرافيايى‌ نيروهاي‌ مسلح‌، تهران‌، 1371ش‌، گ‌ 9- 39 ؛ NI واندنبرگ‌، لويى‌، باستان‌ شناسى‌ ايران‌ باستان‌، ترجمة عيسى‌ بهنام‌، تهران‌، 1348ش‌؛ ياقوت‌، بلدان‌؛

تصویر قلعه مظفری الشتر
تصویر قلعه مظفری واقع در شهر الشتر


عکس هوای از شهر الشتر

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 17:11 توسط کریم امیری |

کوه گرین از رشته کوههای مهم غرب ایران است که بیشتر مساحت آن در شمال استان لرستان و بخشی نیز در استانهای همدان و کرمانشاه قرار دارد. گرین از رشته کوههای بلند زاگرس است که در ادامه اشترانکوه قرار دارد و طول آن به بیش از ۱۸۰ کیلومتر می رسد. این رشته کوه در استان کرمانشاهان به کوههای پرو و بیستون می پیوندد.

قله های بلند آن شامل یال کبود در کوه چهل نابالغان با ارتفاع تقریبی ۳۸۵۰ متر در جنوب نهاوند، قله ۱۸ یال در بروجرد و نیز قله ولاش (۳۶۲۳ متر)در شمال الشتر است. دیگر قله های آن شامل بازگیر و چهل تن می شود.

گرین از غرب به دلفان، از شمال به شهرستان نهاوند، از شرق به شهرستان بروجرد و از جنوب به شهرستان سلسله محدود می شود. گرین در گویش محلی گرّو garru یا garri و در گویش لکی گروین garvin نامیده می‌شود و یکی از کانونهای آبگیر دائمی لرستان است که رودهای دز و گاماسب را تغذیه می‌کند. سرابهای فراوانی در پای این کوه وجود دارد و آب آشامیدنی بروجرد و نیز آب مورد نیاز کشاورزی دشت سیلاخور نیز از همین سرابها تأمین می‌شود. صعود به کوه گرین از طریق روستاهای غرب شهر بروجرد، جنوب نهاوند یا شمال الشتر امکان پذیر است. دهکده ییلاقی ونایی در این پای این کوه قرار دارد. این کوه خرس، کفتار، گرگ و روباه دارد و در گذشته پلنگ نیز داشته‌است.

از مرتفع ترین و زیباترین قله های این رشته کوه، قله ولاش است که مسیر صعود آن از روستای پرسک در شرق الشتر یا از ونایی و تیزه زن در بروجرد ممکن می باشد.

****************

رودهاي مهم بخش الشتر عبارتند از:

1-  رودخانه كاكا رضا يا رود ولم: اين رود كه بزرگترين رودخانه منطقه الشتر مي باشد از كوه هاي جنوب غربي الشتر سرچشمه گرفت و پس از عبور از جنوب الشر و مجاورت بسطام از طرف مشرق به طرف نوب غربي جريان پيدا مي كند و از وسط منطقه قلايي مي گذرد و وارد منطقه دلفان مي شود و در آنجا كشكان ناميده و چون آبهاي زيادي به آن مي ريزد در اين محل چند برابر شده و به ويژه در فصل بهار سيلابي و غير قابل عبور مي گردد پل معروف الشتر از بنا هاي بدر بن حسنويه كرد بر روي اين رودخانه بسته شده كه پايه هاي آن هم اكنون پا ور جا است .

2-  رود هنام : اين رود از زير آبادي برد بل و قسمتي از آن از روستاي پرسك سرچشمه گرفته و در دو آب وارد رودخانه زز و رودخانه كهمان و چناره مي گردد و اين آب ها در قريه امرايي به رودخانه كاكا رضا مي پيوندند رودخانه نام نيز مانند رودخانه كاكا رضا از مشرق به طرف جنوب غربي جريان دارد تمام آب رودخانه هنام براي كشاورزي زمين هاي اطراف آن كه به جلگه هنام مشهور است مرود استفاده قرار مي گيرد در دو طرف اين رودخانه چمن زار هاي با صفايي وجود دارد كه عموماً وسيله اشخاص غرس شده اند .

3-  رود زز : از كوه سفره سر چشمه گرفته و پس از مشروب كردن قسمتي از زمين هاي طوايف حسنوند وارد رودخانه هنام مي شود رودخانه زز رودي سيلابي است و فقط در فصل بهار آن هم اگر باران و برف ببارد داراي آب است و سال هاي كم باران در اواخر فصل تابستان خشك مي شود مردم آبادي هاي اطراف اين رود كه زمين هاي خود را از آب اين رودخانه آب ياري مي كنند در فصل تابسان و پاييز مجبوراند از آب هاي ديگر الشتر به طور خريد و فروش براي كشت زار هاي خود استفاده نمايند البته در اطراف اين رودخانه چشمه سار هاي كوچك و نمسبتاً خوبي وجود دارد كه هر كدام در نوبه خود حائز اهميت مي باشند ولي روي هم رفته تمام آنها بستگي به بارش زياد دارد .

رودخانه كهمان

4-  رودخانه كهمان : اين رود پر منفعت ترين رودخانه الشتر و پس از كاكا رضا بزرگترين رود اين منطقه است و قسمت اعظم زمين هاي الشتر به وسيله اين رود آب ياريمي شوند از كوه چهل تن كه ذكر آن گذشت در گرين سر چشمه گرفته و پس از عبور از تنگ كهمان و مشروط كردن زمين هاي كره حان وارد جلگه الشتر مي شود و چون سطح آب پايين تر از زمين هاي اطراف آن است كشاورزان از راه هاي دور نهر هايي از آن جدا كرده اند :  به واسطه اين كه سرچشمه اين رود از كوه هاي عظيم و پر برف گرين است هميشه پر آب و قابل استفاده مي شود و در حقيقت رود كهمان فرشته ساكنين جلگه الشتر است آب آن هميشه مانند نقره سفيد و سرد و گوارا است كشت زار هايي كه از اين آب مشروب مي شوند نسبت به ساير جاه هاي ديگر برتري ويژه اي دارند هر سال كه آفت زراعي در منطقه الشتر شيوع پيدا مي كند اثرش در روي زمين هايي كه از آب اين رود مشروب مي شوند ناچيز است .

سراب ها و چشمه ها :

1-  سراب امير يا لاوونك اين سراب از كوه سلطان مشرق در شمال روستاي امير سرچشمه گرفته و زمين هاي زيادي را مشروب مي نمايد اما آب آن كفاف كشتزار هاي ان را نمي كند مخصوصاً آنهايي كه در انتهاي آن قرار دارند اقلب زراعت انها از بي آبي آن محصولي را كه بايد به دست نمي دهد ولي آنهايي كه در سر سراب هستند از آن به نحو شايسته اي بهره برداري مي نمايند .

2-  سراب چناره : سراب چناره از كوه مهاب سرچشمه مي گيرد و پس از مشروب كردن زمين هاي طوايف كوليوند و قسمتي از زمين هاي طوايف يوسفوند بر رودخانه كهمان مي پيوندد آب آن نسبت به سراب هاي ديگر الشتر بيشتر و پر منفعت تر است .

3-  سراب كاه ريز : اين سراب آب چندان زيادي ندارد و قسمتي از زمين هاي طوايف كوليوند را مشروب مي نمايند .

4-  سراب فتح الهي :  در قسمت شرقي بخش الشتر جاري است و آب آن چندان زياد نيست .

5-  چشمه برقي : نزديكه سراب فتح الهي جاري است و اب آن از سراب فتح الهي كمتر است و اين چشمه قبل از سال 1302 شمسي در اثر رعد و برق به وجود افتاده و به چشمه برقي معروف گشته است .

6-  سراب غلظه : در كنار جاده الشتر و نزديك دهكده رضا آباد جاري است .

7-  سراب آهنگران : اين سراب در دهكده آهنگران جاري است و به اسم همان دهكده ناميده مي شود .

8-  سراب مومن ، سراب محمد شاه ، سراب فيروز آبد و سراب ورمزيار كه همگي در جلگه الشتر جاري و هر كدام زمين هاي نسبتاً زيادي را مشروب  مي نمايد .

9-  سراب سياهپوش : از كنار روساي سياهپوش سرچشمه گرفته و مقداري از زمين هاي همين روستار ا مشروب مي نمايد .

10- سراب پرسگ : كه سرچشمه از رود هنم مي باشد كه ذكر آن گذشت .

11-     سراب سقا ، سراب كرمانجو و سراب شتر مل در بسطام

12- سراب رباط : اين سراب از كوه ايوان در سرچشمه مي گيرد و يكي از بهترين تفريح گاه هاي خرم آباد است آب آن زمين هاي زيادي را مشروب و نسبت به بعضي از سراب هاي بالا برتري دارد و سرچشمه رودي است كه از شهر خرم آباد مي گذرد.

13- چشمه هاي باغ دايي ، و چنار و ور تخت در دامنه كوه چكريز قابل توجه مي باشند.

14- سراب شيخ علي ، چشمه قنبر علي ، چشمه علي اكبر ، چشمه آب باريك و چشمه تنگ خياط و چشمه هاويل در مغرب الشتر ميان طوايف كوليوند و حسنوند جاري هستند اما آب هيچ كدام از اين چشمه ها زياد نيست و هر كدام از آنها مي توانند
 از 5 الي 20 هكتار زمين را مشروب نمايند
.


+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:9 توسط کریم امیری |

کهمان در زمستان عکس از محمد مقدس رود کهمان الشتر عکس از محمد مقدس
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 16:58 توسط کریم امیری |

برای دیدن آلبوم عکس  اینجا  را کلیک نمائید

 


اشعار به زبان لکی (کلیک نمایید) 

 


ایمیل مدیریت وبلاگ 

 karim56_a@yahoo.com    

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:14 توسط کریم امیری

مردم شهرستان سلسله با زبان لکی تکلم می کنند که این زبان دارای پیشینه کهنی می باشد در زیر زبان لکی را بیشتر توضیح می دهم.

لک ها گروهی مستقل از اقوام آریایی هستند که در استانهای لرستان، کرمانشاه، ایلام، همدان، کرکوک، خانقین و بخشهایی دیگر از کشور عراق سکونت دارند. گروه هایی نیز به مناطق متعدد کشور از جمله به شهرستان های کجور، کلاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند. این قوم یکی از سه شاخه ی اصلی اقوام آریایی به نام مادها هستند که نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران زمین بنیان نهادند. زبان آنها بازمانده زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.

زبان لکی در میان مردمان ساکن در جنوب نواحی غربی ایران (در قسمتهایی از کرمانشاه و ایلام) و نواحی سردسیر شمال و شمال غربی استان لرستان رایج است و هم اکنون انبوهی از مردمان این مناطق بدان تکلم می‌کنند. حوزه گسترش زبان لکی به ترتیب از شمال شرق به شمال غرب عبارتند از :

بخش چقلوندی یا هرو در شمال شرق،زاغه و بخش‌هایی از شهرستان بروجرد. بیشتر لک زبانان بروجرد در بخش سیلاخور(منطقه چالان چوالان)هستند.

شهرستان سلسله یا الشتر در شمال

شهرستان دلفان یا نورآباد در شمال غرب

مناطق شمال و شمال غربی شهرستان کوهدشت و نواحی شمالی بخش چگنی

بخشهايي از شهرستان شيروان چرداول-دره شهر و آبدانان.

در کردستان عراق(جنوب کردستان) تعداد گویشوران زبان لکی بیشتر از ایران است.

شهرهای صحنه،کنگاور،سنقرودینوردر استان کرمانشاه و بخش‌هایی از تویسرکان، نهاوندواسدآباد در استان همدان.

در میان مناطق یاد شده، دهستان قلایی واقع در جنوب شهرستان سلسله و نیز طوایف امیر، در شمال دشت الشتر به گویش لری تکلم می‌کنند. شهرستان دلفان در بخش لکی‌زبان مرکزیت دارد و تقریبآ همه اهالی آن به لکی سخن می‌گویند. از اینرو می‌توان شهرستانهای سلسله و دلفان را مرکز لکستان دانست.

زبان لکی با گویش‌های جنوبی زبان کردی به ویژه گویش‌های سورانی و گورانی نزدیکی دارد و از دیدگاه زبانشناختی لکی حلقه میانی زبان‌های کردی‌تبار و فارسی‌تبار به شمار می‌آید. زبان کردی و شاخه‌های متعدد آن از دیدگاه تحولات تاریخی زبانها و لهجه‌های ایرانی جزو زبان‌های "شمال غربی" ایران محسوب می‌‌گردند. البته برخی ادعا کرده‌ اند که‌ زبان لکی عضوی خارج از زبان کردی و لری می‌‌باشد. درتاریخ‌های گذشتگان از جمله تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی از الشتر به عنوان یکی از ایالات بزرگ کردستان یاد شده است.

زبان لکی در میان مردمان ساکن در جنوب نواحی کردنشین ایران (در قسمت‌هایی از کرمانشاه و ایلام) و نواحی سردسیر شمال و شمال غربی استان لرستان رایج است و هم اکنون انبوهی از مردمان این مناطق بدان تکلم می‌کنند. لک زبانان از نظر قومیت زیر گروه هیچ قومی محسوب نمیشوند.

یکی از ویژگی‌های زبان لکی، دارا بودن آثار نوشتاری است. برخی از این آثار متعلق به فرقه یارسان (اهل حق) می‌‌باشد. گروهی از تیره‌های لک دلفان پیرو کیش یارسان می‌‌باشند. زبان لکی از لحاظ ساختار زبانی و اشتراکات واژگانی از گویش‌های لری کاملاً متمایز است. این زبان با توجه به دگرگونی‌های آوایی زبانهای ایرانی در دوره باستان و میانه پیوندگاه گویش‌های ایرانی "شمال غربی" و جنوب‌ غربی را تشکیل می‌‌دهد. در حالیکه گویش لری و شاخه‌های آن جزو زبان‌های ایرانی "جنوب غربی" (فارسی‌تبار) شمرده می‌شوند.از ویژگی‌های لکی، داشتن فرهنگ غنی مکتوب است. برخی آثار سرایندگان لک در تذکره به همت مرحوم اسفندیار خان غضنفری تحت عنوان "گلزار ادب لرستان" گردآوری شده است. . از دیگر آثار مکتوب می‌‌توان به سروده‌های اهل حق نظیر: کلام خان الماس، نامه سرانجام، هفتوانه اشاره کرد. دیگر اثر مشهور شاهنامه لکی است که اخیرا انتشارات اساطیر آن را منتشر کرده است و...

گستره پیشین

طوايف لک در لرستان به لحاظ هويتي تفاوت فراواني با كردهای سورانی زبان دارند. غالباً لك را تركيبي از لر و كرد مي‌دانند. از نظر فرهنگي و آداب و رسوم مردمان لك عادات مخصوص به خود را دارند و شايد این را باید مهم‌ترين دليل تفاوت با کردها دانست .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 16:0 توسط کریم امیری |

شهر الشتر یا شهرستان سلسله با جمعیتی بالغ بر 80 هزار نفر که حدود 30 هزار نفر آن ساکن شهر و مابقی ساکن بخش ها و روستاهای آن می باشد ، گار اصلی مردم این منطقه کشاورزی می باشد.


این منطقه از لحاظ صنعتی استعداد خوبی دارد ولی به خاطر بی توجهی های مسئولین این شهرستان هنوز از داشتن یک کارخانه صنعتی خوب که بتواند از لحاظ اشتغال  برای جوانان این منطقه کارایی داشته باشد محروم می باشد .


این منطقه دارای دو واحد دانشگاهی ، یک واحد دانشگاه پیام نور و یک واحد دانشگاه آزاد اسلامی می باشد.


سطح سواد مردم این منطقه بالاست به طوری بیش از 90 % مردم این منطقه با سواد می باشند که در تمام استان لرستان الشتر را از لحاظ سواد زبان زد است. 

این شهرستان از شمال به شهرستان دلفان، از جنوب به شهرستان خرم آباد و از شرق به شهرستان بروجرد محدود است.

+ نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 16:3 توسط کریم امیری |

رودخانه کهمان

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 16:41 توسط کریم امیری |